آواز خواندن خروس

آواز خواندن خروس و برپایی نماز جماعت

داستان آواز خواندن خروس
در وقت سحر، خروسی بالای درختی شروع به سر دادن آواز نها،
روباهی که از آن حوالی گذر میکرد نزدیکش شد.

روباه گفت: تو که به این خوبی ذکر اذان می خوانی، پایین بیا تا با هم به  نماز جماعت بایستیم.
خروس گفت: من تنها مؤذن هستم و پیشنماز پای درخت خوابیده است و بعد به شیری که آنجا لمیده بود، اشاره کرد.

شیر به غرش در آمد و روباه سریعا پا به فرار گذاشت.

خروس به فریاد گفت مگر نمی خواستی که نماز جماعت بخوانیم؟ پس به کجا میدوی؟
روباه در جوابش گفت: میروم تجدید وضو میکنم و برمی گردم!

 

همچنین بخوانید: داستان کارنامه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *