داستان بهشت و اردک ها

داستان بهشت و اردک ها

داستان بهشت و اردک ها

 

سه در زن تصادفی کشته شدند و هر سه به بهشت رفتند!
مامور نگهبان قبل از ورود گفت:

آزادید که هر کاری که خواستید انجام دهید، اینجا فقط یک قانون داریم: پا روی اردک ها نگذارید!
سه زن قبول کردند و داخل بهشت شدند.
همه چیزی سرسبز و زیبا بود اما اردک ها همه جا بودند!
همان موقع پای یکی از زنها روی یه اردک رفت و آن را له کرد…
مامور نگهبان همان موقع با یک مرد زشت و بدقواره ظاهر شد و گفت :
تو قانون را نقض کردی و مجازات تو این است که برای همیشه با این مرد زندگی کنی …

فردای آن روز ، همین اتفاق براز زن دوم افتاد و  پایش را روی یک اردک گذاشت،
سریعا مامور نگهبان با یک مرد زشت دیگر ظاهر شد و گفت:
تو هم باید برای همیشه با این مرد زندگی کنی زیرا قانون را زیر پا گذاشتی
زن سوم که آنها را دید بسیار ترسیده بود
و بیش از پیش حواسش را جمع کرد تا مبادا پایش روی اردک ها برود!
چند ماه به همین حال گذشت.
روزی نگهبان با یک مرد بسیار زیبا و جذاب ظاهر شد، رو به زن کرد و گفت :
شما دو نفر تا ابد در کنار هم زندگی خواهد کرد …
زن که از ذوق اشک در چشمانش حلقه زده بود با شوق از پرسید:
خدای من نمیدانم چه کاری کردم که پاداش آن تو هستی ..!
مرد گفت: من هم چیزی نمیدانم! فقط میدانم که پایم را روی یک اردک گذاشتم…

 

همچنین بخوانید: آواز خواندن خروس و برپایی نماز جماعت

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *