داستان بهشت و اردک ها

داستان بهشت و اردک ها

داستان بهشت و اردک ها   سه در زن تصادفی کشته شدند و هر سه به بهشت رفتند! مامور نگهبان قبل از ورود گفت: آزادید که هر کاری که خواستید انجام دهید، اینجا فقط یک قانون داریم: پا روی اردک ها نگذارید! سه زن قبول کردند و داخل بهشت شدند. همه چیزی سرسبز و زیبا […]

بیشتر بخوانید

آواز خواندن خروس

آواز خواندن خروس و برپایی نماز جماعت

داستان آواز خواندن خروس در وقت سحر، خروسی بالای درختی شروع به سر دادن آواز نها، روباهی که از آن حوالی گذر میکرد نزدیکش شد. روباه گفت: تو که به این خوبی ذکر اذان می خوانی، پایین بیا تا با هم به  نماز جماعت بایستیم. خروس گفت: من تنها مؤذن هستم و پیشنماز پای درخت […]

بیشتر بخوانید

موش و تله موش

موش و تله موش

جکایت موش و تله موش موشی از شکاف دیوار کشاورز و همسرش را دید که بسته‌ای را باز می‌کردند. فهمید که محتوی جعبه چیزی نیست مگر تله موش، ترس وجودش را فرا گرفت. به سمت حیاط مزرعه که می‌رفت، جار زد: تله موش تو خانه است. تا به همه اخطار بدهد. مرغک قدقد کرد و […]

بیشتر بخوانید